ها؟!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
استاد: خوب الآن با زدنِ کلیدِ Enter انتظار داریم نتیجه رو بگیریم، ولی نتیجه نمی ده.
Enter رو زد و نتیجه نداد...
یه نفری:
، استاد:
، نامزد استاد (هم کلاسیمون):
، اکثر کلاس: 
استاد: خب حالا یه سوال در حد المپیاد، کسی می تونه بگه چرا ...
صحبتش قطع شد:
یه نفری: استاد ماتریس رو نباید ترانسپوز بگیریم؟
استاد: بله...
یه نفری:
، استاد:
، نامزد استاد (هم کلاسی):
، اکثر کلاس: 
یکی از دوستان حطاب به دوست کنار دستیش: خوب حالشو گرفتا!
یکی از دوستان:
، دوست کنار دستی: 
استاد بهش نگاه کرد و گفت:
استاد: آره... دقیقا درسته... میخواستم سر کار بذارمشون مسخرشون کنیم یکم بخندیم!
یه نفری:
، استاد:
، نامزد استاد (هم کلاسی):
، اکثر کلاس: 
---------------------------------------------------------------------------------------
نمراتمون از پنج اومد، و اون نفر شروع کرد به خوندن:
یه نفری: 4.75 
.
.
.
.
.
نامزد استاد (هم کلاسی): 5 
یه نفری و اکثر کلاس بعد از خوندن نمره ی نامزد استاد (هم کلاسی): 
------------------------------------------------------------------------------------------
عاشقت(ون)م ای دانشگاه (ها) ی برتر کشور!
عاشقتم کلاسِ حل تمرین!
عاشقتم خفن بودنِ استاد TA!
یعنی کلا باید عشق ورزید!
---------------------------------------------------------------
البته اینم جدی بگم:
1) استاد، از انسان های بسیار محبوب برای منه، و واقعا می دونم که قصدش شوخی بوده.
2) نامزد استاد از دید من یکی از تنها دختراییه تو دارالمجانینمون که واقعا درسو می خونه تا بفهمه و مطمئنم خودش کامل شده.
برچسب:
نویسنده: علی حبیبی